عبد الغني الخطيب ( مترجم : اسد الله مبشرى )

27

إعجاز القرآن على مر الأزمان ( قرآن و علم امروز ) ( فارسى )

چيزى كه خداوند از آن برحذرشان داشته بود دست زد و به خود ستم كرد و از آنچه مىخواستند محروم ماندند و از بهشت رانده شدند . زان پس ، آدم ، همهء كوشش خود را بر آن مصروف كرد تا به خوشى و لذت زندگانى برسد . او در پى خواسته‌هاى خود در زندگانى ، سخت و عطشان دوان است و جز به يارى عرق جبين و خون دل به آن نخواهد رسيد . از اينروست كه ميان انسان و طبيعت ، و ميان افراد بشر كشمكش در مىگيرد و اين كشمكش سنت زندگانى مىگردد كه از آن به تنازع بقا تعبير كرده‌اند . انسان ، براى تامين كردن خوراك و پوشاك و مسكن ، ولو به بهاى تجاوز به حقوق ديگران در زد و خورد است و در راه حفظ كردن حيات و هستى خود با ديگران مبارزه مىكند و اين مبارزه ممكن است به قيمت جان او تمام شود . با تشكيل خانواده و تركيب آن در زير عنوان قبيله ، كشمكش فردى به كشمكش قبيله‌اى تبديل مىگردد و خانواده‌ها جاى خود را در اين كشمكش‌ها مىگيرند ، جنگ بين قبايل از همين جا آغاز مىگردد . قتل و غارتها و تجاوزها و گردآورى غنيمتها و بردگى و بندگى و همهء بدبختيها كه در تاريخ ثبت افتاده است از همين نقطه آغاز مىشود و از همين مسائل ناشى مىگردد . وقتى قبيله‌ها زير لواى قوميت با يكديگر متحد گرديدند ، و دولتهاى نژاد پرست را تشكيل دادند ، كشمكشهاى قومى ايجاد گرديد و تر و خشك را با هم سوزاند و نوبه به كشورهاى استعمارگر رسيد و آنها مانند گرگهاى ديوانه به جان يكديگر درافتادند و حيله و نيرنگ و آهن و آتش خود را تجهيز كردند و به ملتهاى ناتوان تاختند . زمين‌هاى آنها را گرفتند و كشورهاشان را اشغال كردند و بر همهء منابع ثروت آنها دست انداختند . خونهاى زيادى از افراد ملتهاى ضعيف بر زمين ريخته شد و سرانجام بردگان ، سربازان ارتش مستعمراتى شدند . كابوس وحشتناك استعمار ،